تبليغاتX
مــن هــیــچ،او هــمــه

مــن هــیــچ،او هــمــه

...ســقوط شــیرین اســت وقــتی مــقصد دل تــو باشد

43

 

سیر تماشا کن !

که این دو دیوانه،

دیرت که می بینند

                     چگونه بی گدار به آب می زنند...

+ نوشته شده در  89/06/21ساعت 2:18 AM  توسط شادی  | 

42

 

تو هیچوقت پیشگوی خوبی نبوده ای،

از آن فردایی که گفتی ماه ها گذشته است...

و من هنوز منتظر فردایی ام  که  قرار است همه چیز یادم رود!

+ نوشته شده در  89/06/17ساعت 1:32 AM  توسط شادی  | 

41

 

به جان که می خوانی ام

قبیحـ می شوم و شبیهـ می کنم ات

هر جهـانی را...

+ نوشته شده در  89/06/12ساعت 2:29 PM  توسط شادی  | 

40

 

این ساکت ها و صـبـور ها چقدر شبیه تواند!

 این دیوارهای به غایت عاشق

که نه با بوسیدنم دم می زنند و

نه با کوبیدنم...

+ نوشته شده در  89/06/05ساعت 2:43 PM  توسط شادی  | 

39

 

زمهریر آغوشت در این جهنم گرما

نتیجه من هم تو را سه نـقـطه هایی است

که لبان تو شرم گفتنش را داشت

چشمانم بیم خواندش...

+ نوشته شده در  89/05/30ساعت 1:43 PM  توسط شادی  | 

38

 

به یادت بیاور (م؟)

رابطه ابرو در هم کشیدنت و دل پر کشیدنم

همیشه مستقیم نیست!

+ نوشته شده در  89/05/24ساعت 4:26 PM  توسط شادی  | 

37

 

انگشتان خواب رفته در شب گیسوانم،

خیال بیداری ندارند!

کاش کابوس بیداری نپریشد آرامشان را...

+ نوشته شده در  89/05/16ساعت 1:27 AM  توسط شادی  | 

36

 

آیینه های اتاق به شوق در آغوش کشیدن تو قد کشیده اند،

حق دارند !

که تصویر من ِ بی تو را هر بار پیرتر از پیش به رُخم می کشند...

+ نوشته شده در  89/05/08ساعت 2:55 PM  توسط شادی  | 

35

 

آنقدر در تاریکی چشمان بسته ام مهمان شدی،

که دیده ام تمامی گریه های عالم را آبستن است...

+ نوشته شده در  89/04/30ساعت 3:6 PM  توسط شادی  | 

34

 

پای آمدنت نباشد

تمام جاده های عالم به خانه من ختم شود،

باز هم نمی رسی...

+ نوشته شده در  89/04/24ساعت 8:41 PM  توسط شادی  | 

33

 

سیب کال خنده ات، از گلویم پایین نمی رود...

هنوز ...

 

 

+ نوشته شده در  89/04/20ساعت 2:44 AM  توسط شادی  | 

32

 

حکایت من حکایت‌‌ ماهی تُنگ شکسته ایست که روی زمین دل دل می زند

و حکایت تو...

حکایت پسرک شیطان تیر کمان به دستی که نفس های او را شماره می کند...

+ نوشته شده در  89/03/30ساعت 1:41 AM  توسط شادی  | 

31

 

چه بهایی خوش تر از این که به بهانه دوست داشتنت

پس زنی ام؟!

+ نوشته شده در  89/03/28ساعت 11:58 PM  توسط شادی  | 

30

 

خوش به حال اویی که امشب آرزوی توست

و

خوش به حال تو...

+ نوشته شده در  89/03/27ساعت 2:44 PM  توسط شادی  | 

29

 

اینبار تو بگو دوست داری ام

آسمان را گفته ام به زمین نیاید...

+ نوشته شده در  89/03/22ساعت 9:33 PM  توسط شادی  | 

28

 

تا تماشای تو راهی نمانده بود

پنجره کم آوردم

کاش !

این همه دیوار نچیده بودی....

+ نوشته شده در  89/03/15ساعت 10:14 AM  توسط شادی  |